به جامعه مجازی ظرایف خوش آمدید
آیا تمام اسرای جنگی بدر، آزاد شدند یا کسی به عنوان برده در جامعه اسلامی باقی ماند؟

آیا تمام اسرای جنگی بدر، آزاد شدند یا کسی به عنوان برده در جامعه اسلامی باقی ماند؟

جنگ بدر

در رابطه با تعداد اسرای جنگ بدر از مشرکین، اختلافاتی در منابع دیده می شود. طبق نقل برخی از منابع تاریخی جنگ بدر با شهادت ۱۴ تن از مسلمانان (۶‌ تن از مهاجران و ۸ تن از انصار) و با كشته شدن ۷۰ نفر و اسیر شدن همین تعداد از مشركان به پایان رسید.[۱] ابن قتیبه شمار كشتگان قریش را ۵۰ و اسیران را ۴۴ نفر گفته است[۲] كه ۳۵ تن از آنان تنها به دست على(علیه السلام)به هلاكت رسیدند.[۳] این در حالى بود كه بسیارى از مشركان در بیابانهاى اطراف پراكنده شده، براى فرا رسیدن شب و رهایى از دست مسلمانان لحظه شمارى مى‌كردند.[۴]

پس از جنگ در تعیین سرنوشت اسیران مشرك اختلافهایى روى داد؛ از یك سو برخى از مسلمانان از جمله سعد‌بن معاذ[۵] كه از انگیزه‌هاى قوى دینى برخوردار بودند خواهان كشتن اسرا بودند. در این میان عمر‌بن خطاب نیز از كشتن اسرا[۶] حمایت مى‌كرد و بر آن پاى مى‌فشرد[۷]. شاید بتوان گفت كه از قبیله عمر فردى در سپاه قریش نبود[۸] تا عمر بخواهد با اسارت گرفتن وى جانش را نجات دهد، ازاین‌رو وى به راحتى از كشتن اسرا سخن‌مى‌گفت… .

از سوى دیگر پیامبر ضمن فرمان قتل برخى از اسیران مشرك چون عقبة بن* ابى معیط[۹]، نضربن* حارث و طعیمة‌بن ابى عدى كه سابقه‌اى دیرین در دشمنى با مسلمانان داشتند و حكم اعدام آنان به دست امیرمؤمنان على‌(علیه السلام) اجرا گردید[۱۰]، از آزادى سایر اسیران در برابر پرداخت فدیه یا تعلیم كودكان مسلمان، سخن به میان آورد.[۱۱] مسلمانان نیز طبق نظر آن حضرت رفتار كردند. بنابر روایاتى از امیرمؤمنان على‌(علیه السلام) و امام باقر‌(علیه السلام)آیه: «اَوَلَمّا اَصـبَتكُم مُصیبَةٌ قَد اَصَبتُم مِثلَیها قُلتُم اَنّى هـذا قُل‌هُوَ‌مِن عِندِ اَنفُسِكُم اِنَّ اللّهَ عَلى كُلِّ شَىء قَدیر» (آل‌عمران/۳،۱۶۵) به آزادى اسرا در برابر فدیه اشاره دارد.[۱۲] گزارشهاى متعددى از برخورد خوب مسلمانان با اسیران در راه بازگشت به مدینه و همچنین در زمان حضور در مدینه آمده است.[۱۳] به موجب گزارشهایى، قریش در ابتدا نمى‌خواست تا هم كشته داده باشد و هم فدیه بپردازد، ازاین‌رو مُطَّلِب پسر ابووداعه، نخستین كسى كه فدیه پرداخت و پدرش را آزاد ساخت، مورد سرزنش قریش قرار گرفت؛ ولى پس از این، ممنوعیت پرداخت فدیه برداشته شد.[۱۴]

بطور کلی سرنوشت اسرای جنگ بدر اینگونه شد که:
بیشتر اسیران بدر به گفته یعقوبی ۶۸ نفرشان سربها (فدیه) دادند و آزاد شدند عباس ‌بن عبدالمطلب عموی پیامبر (صلی الله علیه وآله) که جزء اسیران ‏بود، اظهار ناداری‏ کرد.
رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: مالی که نزد ام ‌الفضل (همسر عباس) امانت گذاشتی چطور شد (او گفت: گواهی می‏دهم که تو پیامبر خدایی، بخدا قسم جز من و او کسی از این امر اطلاعی نداشت سپس سربهای خود و دو برادر زاده و هم‌پیمان آن دو را نیز پرداخت کرد و همگی آزاد شدند.
گردن دو نفر از اسیران به دستور پیامبر زده شد.
مقدار فدیه‏ از هزار درهم تا چهار هزار درهم بود پیامبر (صلی الله علیه وآله) به کسانی که نمی‏‌توانستند، حداقل را پرداخت کنند، فرمود: هر کدام از شما که ده نفر از فرزندان‏ انصار را خواندن و نوشتن بیاموزد، آزاد می‌‏گردد. [۱۵] بنابراین از اسرای جنگ بدر کسی بعنوان برده به خدمت گرفته نشد.

اما در رابطه با کنیز گرفتن زنان در زمان پیامبر(ص) مواردی وجود دارد:

از‌ جمله در شأن نزول آیه «فَریقـًا تَقتُلونَ و تَأسِرونَ فَریقـا» [۱۶] نقل شده که پیامبر زنان و کودکان بنی‌قریظه را به اسارت گرفت [۱۷] و گروهی از آنان را میان مسلمانان قسمت کرد و گروهی را با سعدبن‌ زید انصاری به نجد فرستاد، تا با فروش آنان سلاح و اسبان جنگی تهیه کنند [۱۸]

؛ هم‌چنین در شأن نزول آیه «ثُمَّ اَنزَلَ اللّهُ سَکینَتَهُ عَلی رَسولِهِ و عَلَی المُؤمِنینَ… و عَذَّبَ الَّذینَ کَفَروا و ذلِکَ جَزاءُ الکـفِرین» [۱۹] که درباره جنگ مسلمانان با قبیله هوازن نازل شده نقل گردیده است که پیامبر(صلی الله علیه وآله)تعدادی از زنان و کودکان این قبیله را اسیر و میان مسلمانان قسمت کرد؛ اما با اسلام آوردن هوازن، آنان نمایندگانی را برای آزادی اسیران خود نزد پیامبر فرستادند که آن حضرت سهم خود و بنی‌هاشم را به آنان بخشید و دیگر مسلمانان نیز به جز گروهی که درخواست فدیه کردند، اسیران خود را آزاد‌ کردند. [۲۰]

پی نوشتها:

[۱]. ابن سعد،الطبقات الکبری، ج‌۲، ص‌۱۲؛ واقدی، المغازى، ج‌۱، ص‌۱۴۵‌ـ‌۱۵۲.
[۲]. ابن قتیبه،المعارف، ص‌۱۵۵.
[۳]. ابوالفتوح رازی،روض الجنان، ج‌۵‌، ص‌۵۰‌.
[۴]. المغازى، ج‌۱، ص‌۹۵.
[۵]. ابن هشام،السیرة‌النبویه، ج۲، ص۲۸۱؛ المغازى، ج۱، ص۱۰۶.
[۶]. همان؛ المغازى، ج‌۱، ص‌۱۰۵، ۱۰۸‌ـ‌۱۰۹.
[۷]. سیوطی، اسباب النزول، ص‌۱۹۸؛ صالحی شامی،سبل الهدى، ج‌۴، ص‌۹۲.
[۸]. المعارف، ص‌۱۵۳.
[۹]. تفسیر ماوردى، ج‌۵‌، ص‌۲۳۸.
[۱۰]. المغازى، ج۱، ص۱۰۶‌ـ‌۱۰۷؛ السیرة النبویه، ج‌۲، ص‌۲۹۸؛ ابن سید الناس، عیون الاثر، ج‌۱، ص‌۳۴۷؛ سبل الهدى، ج‌۴، ص‌۶۳‌ـ‌۶۴‌.
[۱۱]. الطبقات، ج‌۲، ص‌۱۳، ۱۶.
[۱۲]. شیخ طبرسی،مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۸۷۷‌.
[۱۳]. المغازى، ج‌۱، ص‌۱۱۹؛ السیرة النبویه، ج‌۲، ص‌۲۹۹‌ـ‌۳۰۰؛ تاریخ طبرى، ج‌۲، ص‌۱۵۹.
[۱۴]. السیرة النبویه، ج‌۲، ص‌۳۰۲‌ـ‌۳۰۳.
[۱۵]. تاریخ پیامبراکرم( ص)،ابراهیم آیتی، ص۲۸۰-۲۸۲.
[۱۶]. سوره احزاب، آیه۲۶.
[۱۷]. علامه طباطبایی،تفسیر المیزان، ج‌۱۶، ص‌۳۰۲.
[۱۸]. السیرة النبویه، ج‌۳، ص‌۲۴۵.المیزان، ج‌۱۶، ص‌۳۰۳.
[۱۹]. سوره توبه، آیه۲۶.
[۲۰]. مجمع‌البیان، ج‌۵، ص‌۲۸‌‌۳۱.

منبع:

شهر سوال

درباره علی خدادادی

با غصه نشو همدم سنت شکن خود باش / آزادترین فردی وقتی که نگی ای کاش...

یک نظری بگذارید